من و زمین
من از انتظار خیس می شوم و
فرو می ریزم
زمین جذب خورشید می شود و می گردد
من سایه ها را مرور می کنم و
بر می گردم
زمین از حرکت داغ لایه هایش می لرزد
من بی هیچ رفتنی
از سرما می لزرم
و تنها شباهت ما
لگد کوب شدن از سوی کسانی ست که پروراندیم ِشان.
من از انتظار خیس می شوم و
فرو می ریزم
زمین جذب خورشید می شود و می گردد
من سایه ها را مرور می کنم و
بر می گردم
زمین از حرکت داغ لایه هایش می لرزد
من بی هیچ رفتنی
از سرما می لزرم
و تنها شباهت ما
لگد کوب شدن از سوی کسانی ست که پروراندیم ِشان.
مهربان ترین من
سنگ خوردن تو را
با شکستن خودم جواب می دهم.
و جای خالی یک قاب.
دیگر چگونه تصویرت کنم
ای آرزوی محال فرو افتاده؟
ــ من ــ
می رفتم : غرق در حدیث گفتن
که
گفته بودی : هزار نام تو را بگویم ٬ تا راه برسد .
از طرقه تا ققنوس شدن ٬ اما
تنها فراموشی آخرین نام
ــ نام خویشتن ــ
راه است.
و من
تسلیم٬
در آتش از یاد بردنی چنان بزرگ سوختم
تا در من
منی تازه حلول کرد
زان پس
خورشید از مدار من تابید و
ماه از من نور به عاریه گرفت.
میوه های کال رویای من
افسوس ٬ نمی دانند
معنای رفتن رسیدن است.
راه راستی ست که می رود
مرا از خویش به خویش می بری؟
باید یک عمر طول می کشید
تا برنامه ای که ریخته ای
جمع شود و من دریابم که
من ...
حالا اگر
جریمه ی فاش کردن زود هنگام این راز
دار هم باشد
من سور خواهم داد
اتفاق دانستنی چنین بزرگ را
با آواز.